مهاجران- تقریبا در هر کشوری- با نوعی عدم اطمینان زندگی میکنند که اکثر شهروندان کشور میزبان هرگز تجربهاش نمیکنند: وضعیت تا تبدیل به شهروندی به درجات مختلفی ناپایدار است. تغییرات پیدرپی قوانین مهاجرتی، تصمیمهای غیرقابلپیشبینی اداری و حتی تهدید ضمنی یا صریح اخراج، به ویژه در شرایط جدید جهانی، محیطی از استرس مزمن ایجاد میکند. این اغراق نیست؛ همیشه بوده و اکنون بیشتر شده است.
تحقیقات چه میگوید؟
۱.ناپایداری وضعیت قانونی، پیشبینیکننده مستقیم پریشانی روانی است.
مطالعات معتبر چاپ شده در مجلات Lancet Psychiatry و JAMA Psychiatry ) لنست ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ و جاما سایکیاتری۲۰۱۶ ( بهروشنی نشان میدهند که ناامنی حقوقی—از پناهجویی و بیمدرکی گرفته تا داشتن ویزاهای موقت—بهتنهایی یک عامل خطر مستقل و ساختاری برای افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی است. این وضعیت نه به «ویژگیهای شخصیتی» افراد مربوط است و نه به «تابآوری پایین»؛ بلکه محصول یک زیستجهان بیثبات است که در آن فرد هیچ اطمینان پایداری نسبت به آینده، کار، مسکن، درمان یا حتی ماندن در کشور ندارد. شواهد نشان میدهد که هرچه ابهام اقامتی طولانیتر باشد، سطح استرس سمی (toxic stress) و نشانههای بالینی شدیدتر میشود. درواقع، آنچه سلامت روان مهاجران آسیبپذیر را مختل میکند، ساختارهای حقوقی و اداری است، نه روانشناسی فرد. به همین دلیل، متخصصان سلامت روان سالهاست هشدار میدهند که امنیت اقامت، شاید مهمترین مداخله غیردرمانی برای کاهش بار روانی در این گروههاست.
۲.ناپایداری سیاست مهاجرتی مانند یک عامل استرسزای طولانیمدت عمل میکند.
پژوهش گونزالس و همکاران (۲۰۱۳) نشان داد «معلقبودن قانونی» تمرکز، خواب و امکان برنامهریزی بلندمدت را مختل میکند. مهاجران در یک «اتاق انتظار دائمی» زندگی میکنند؛ وضعیتی معلق از نظر روانی.
۳.برای مهاجران ایرانی، عوامل ژئوپلیتیک این وضعیت را تشدید میکنند.
یافتههای مطالعه تاری دشتی و همکاران (۲۰۲۵) نشان میدهد مهاجران ایرانیِ تحصیلکرده و دانشجویان بینالمللی در آمریکا با مجموعهای از فشارهای منحصربهفرد مواجهاند که مستقیماً از سیاستهای مهاجرتی ایالات متحده ناشی میشود. محدودیتهای ورود و بازگشت، پیامدهای عاطفی و اجتماعی ناشی از «ممنوعیت سفر»، جداییهای طولانیمدت از خانواده، و بلاتکلیفی مزمن مهاجرت، همگی به افزایش اضطراب، بیخوابی، احساس انزوا و پریشانی روانی منجر شدهاند. شرکتکنندگان تجربهای پایدار از عدمثبات و ناامنی را توصیف کردند که مسیر شغلی، روابط خانوادگی و سلامت روان آنان را تحتتأثیر قرار داده است. این یافتهها نشان میدهد که سیاستهای مهاجرتی آمریکا، نه فقط حقوقی و اداری، بلکه بهطور مستقیم یک عامل تعیینکننده اجتماعی سلامت برای ایرانیان مهاجر محسوب میشود.
۴.عدم اطمینان مزمن، کارکرد روانی را فرسوده میکند.
گزارش ۲۰۲۲ سازمان جهانی بهداشت درباره سلامت روان مهاجران به صراحت ذکر می کند که «وضعیت قانونی نامطمئن یکی از قویترین تعیینکنندههای اجتماعیِ بدتر شدن سلامت روان در مهاجران است.» به عبارتی این موضوع مربوط به ضعف فردی نیست؛ بلکه پیامد قابلپیشبینی یک بیثباتی سیاسی است.
تغییرات اخیر سیاستهای مهاجرتی آمریکا —استانداردهای سختتر، تعلیق بررسی ها، تغییر معیارهای پناهندگی، افزایش حداقل حقوق برای ویزای کاری، و اجرای داخلی سختتر—یک پیام روشن دارد: چشمانداز برای افراد فاقد وضعیت پایدار، قابلپیشبینی نیست. نتیجه روانشناختی کاملاً روشن است: از دست دادن کنترل، از دست دادن زمانبندی، و از بین رفتن احساس اینکه “تلاش = نتیجه”. این وضعیت برای هر انسانی مخرب است.

