دکتر زهرا کفعمی، روانپزشک
حفظ هویت فرهنگی و ریشههای قومی یکی از عوامل مهم در سازگاری روانی مهاجران در فرایند مهاجرت است. هویت فرهنگی بخشی از هویت فرد را تشکیل میدهد و آیینها، رسوم و شیوههای زندگی هر قوم، مانند جشنها، غذاها، دورهمیهای خانوادگی، موسیقی، رقص و سایر مناسک اجتماعی، جایگاه ویژهای در شکلگیری احساس تعلق افراد دارند. هر فرهنگ الگوهای خاص خود را برای تجربه و ابراز شادی، غم، همدلی و ارتباطات اجتماعی دارد؛ برای مثال، یک قوم ممکن است به جشنهای ملی پرشور و جمعی خو گرفته باشد، در حالی که قومی دیگر مناسک مذهبی را محور زندگی اجتماعی خود بداند.
حفظ این آیینها، بهویژه در سالهای نخست پس از مهاجرت، میتواند به حفظ احساس تداوم هویت، کاهش احساس غربت و ارتقای سلامت روان مهاجر کمک کند. با این حال، فرایند مهاجرت معمولاً با تغییر و بازسازی هویت نیز همراه است. ازاینرو، طبیعی است که مهاجر برخی از رسوم و ارزشهای فرهنگی خود را حفظ کند و در عین حال، برخی دیگر را متناسب با شرایط جدید تغییر دهد یا کنار بگذارد. این فرایند نه نشانهی گسست از هویت، بلکه بخشی از سازگاری با جامعهی میزبان است.
حفظ جنبههای ارزشمند فرهنگ میتواند منبعی برای حمایت عاطفی، بازیابی هیجانی و افزایش تابآوری باشد. دورهمیهای فرهنگی، برگزاری آیینها و حفظ پیوند با هموطنان، برای بسیاری از مهاجران تجربهای شبیه بازگشت نمادین به خانه ایجاد میکند و احساس امنیت و تعلق را تقویت میکند.
پژوهشهای معاصر در روانشناسی مهاجرت نشان میدهند که حفظ هویت فرهنگی، زمانی بیشترین تأثیر را بر سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد که با مشارکت فعال در جامعهی میزبان همراه باشد. در این رویکرد، مهاجر ضمن حفظ زبان، آیینها و ارزشهای فرهنگی خود، برای یادگیری زبان کشور میزبان، برقراری روابط اجتماعی و آشنایی با هنجارها و ارزشهای جامعهی جدید نیز تلاش میکند. این تعادل، علاوه بر حفظ احساس تداوم هویت، انعطافپذیری روانشناختی، احساس تعلق و سازگاری موفقتر با زندگی در کشور جدید را نیز تقویت میکند.

