شروین شهنواز، فرزانه بدینلو، کیوان بزرگمهر، زهره خضراییمنش، لارس لین، کارل بلانشه، و برنادت نیرمال کومار یادداشتی نوشته و منتشر کردهاند که به مسالهای روزآمد میپردازد؛ منازعه ایران–اسرائیل–ایالات متحده شکافهای سیاسی، تنشهای شدیدتر و گسستهای عمیقتر را تشدید کرده و فشار هیجانی را بر دیاسپورایی افزوده است که پیشتر نیز زیر فشار بوده است. در ادامه برگردان این یادداشت را میخوانید. مقاله به تازگی در مجلهی لنست سلامت منطقهای اروپا منتشر شده است.
درگیری مسلحانه، زخمهای روانیای بر جای میگذارد که بسیار فراتر از مرزها امتداد مییابد؛ همانگونه که در مورد بار سلامت روانِ جنگ بر جمعیتهای آسیبدیده و آوارهشده بهزور دیده شده است. با این حال، باری که دیاسپورا تحمل میکند ــ آنها که اخبار فاجعه را تماشا میکنند، سوگوارند، از دور حمایت میکنند و مراقبت میورزند ــ همچنان به اندازهای کافی شناخته نشده است.
شواهد اخیر نشان میدهد که دیاسپورا از طریق شبکههای خانوادگی و رسانههای دیجیتال، بهطور پیوسته در معرض رنج دیگران قرار میگیرد و همین امر آنان را در معرض خطر مشکلات سلامت روان قرار میدهد. استرسهای گستردهی مرتبط با تروما، موجب آسیب روانپزشکی جغرافیاییـاجتماعی در میان افراد دیاسپورا میشود.
تظاهرات شایع در میان دیاسپوراهای خاورمیانهای شامل اختلال خواب، شکایات جسمانی، تشدید افسردگیِ پیشین، اضطراب یا نشانههای مرتبط با تروما، دلزدگی اخلاقی، فشار اخلاقی و فرسودگی بازماندگان، و اختلال در کارکرد ناشی از مصرف وسواسی اخبار و پایش شبانهروزی رویدادهاست.
برای ایرانیان خارج از کشور، منازعهی ایران–اسرائیل–ایالات متحده با وضعیتهای پیشینی سیاسی و اجتماعی متعددی تلاقی میکند؛ وضعیتهایی از جمله سرکوب فراگیر فراملی که از طریق پیوندهای هویتی و خویشاوندی امتداد مییابد.
واقعیتهای موازی ظاهر میشوند: زندگی روزمره در دیاسپورا و جنگ در ایران، چشماندازی پیچیدهی روانی میآفریند؛ چشماندازی که در آن، ظاهرِ عادیِ زندگی بیرونی با احساسات عمیق نگرانی، سوگ و خشم، در کنار امید و همبستگی، همزیستی دارد. دیاسپورای ایرانی در بسیاری از کشورها بسیج شده است، تظاهرات گستردهای سازمان داده که همبستگی، هویت مشترک و حمایت عاطفی را تقویت میکند. این امر به دگرگونکردن احساس درماندگی به کنش جمعی کمک میکند و پیوندهای فراملی را استحکام میبخشد.
این تابآوری نیرومند، که از طریق مشارکت نشان داده میشود، احساس توانمندی، معنا و کنترل را افزایش میدهد و به کاهش آشفتگی روانی کمک میکند.
منازعه ایران–اسرائیل–ایالات متحده شکافهای سیاسی، تنشهای شدیدتر و گسستهای عمیقتر را تشدید کرده و فشار هیجانی را بر دیاسپورایی افزوده است که پیشتر نیز زیر فشار بوده است. در نتیجه، تجربهی طردشدگی، ترس بیشتر، فشار اخلاقی، و دوپارهسازی میان دیدگاههای موافق و ضد جنگ، تشدید شده است.
اختلالها و ارتباطات دیجیتال نامطمئن، منبع مهمی از استرس برای دیاسپورا هستند؛ زیرا به پیوندهایی متکیاند که آنان را به عزیزانشان در ایران متصل میکند. این عدم قطعیتها دربارهی امنیت اعضای خانواده، فشار روانی و اضطراب دربارهی اخبار آینده را تشدید میکند؛ همچنین فرسودگی هیجانی و احساس درماندگی را در میان ایرانیان مقیم خارج افزایش میدهد. افزون بر این، برخی اعضای دیاسپورا با ترس از افزایش استرس ناشی از مقررات محدودکنندهی مهاجرت در کشورهای مختلف روبهرو هستند. این ترکیبِ ترسها دربارهی کشور مبدأ و وضعیت نامطمئن اقامت، فشار و فرسایش روانی آنان را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
در کوتاهمدت، خدمات سلامت و اجتماعی باید نیازهای سلامت روان جوامع دیاسپورا را در پاسخ کلی خود به منازعات جاری وارد کنند. این امر شامل ارزیابی اثرات روانپزشکی و روانشناختی و اطمینان از آن است که حمایت ساختاریافته هم برای بیماران و هم برای درمانگرانِ در دسترس ارائه شود تا خطر آسیب ثانویه یا جانشین کاهش یابد. در بلندمدت، سرمایهگذاری پایدار لازم است تا پژوهشها و خدماتی توسعه یابد که به نیازهای سلامت روان جمعیتهای دیاسپورا در دورههای بیثباتی پاسخ دهد، با هدف ارتقا، پیشگیری و درمان. در کادر ۱، اقدامات کوتاهمدت و بلندمدت پیشنهاد شده است.
کاهش آسیب روانشناختی در دیاسپورا، در نهایت، مستلزم راهحلهای سیاسی برای منازعات جاری است. بدون صلح و تنشزدایی، بار سلامت روان ناشی از این منازعات ممکن است به دیاسپورا و شبکههای آنان گسترش یابد و حتی کسانی را تحت تأثیر قرار دهد که ارتباط مستقیمی با مناطق درگیر ندارند. در جهانِ بههمپیوستهی ما، مهاجرت واقعیتی پایدار است که آیندهی ما را شکل میدهد. آثار جنگهای منطقهای بسیار فراتر از مناطق مستقیماً آسیبدیده میرود و بر سلامت روان افراد در مکانهای دوردست اثر میگذارد.
این اثرات غیرمستقیم نیازمند توجه بیشترِ متخصصان سلامت، پژوهشگران و سیاستگذاران است تا پیامدهای جهانی سلامت ناشی از درگیریهای مسلحانه بهطور مؤثر مورد رسیدگی قرار گیرد.
در یادداشت اصولی راهنما هم برای عمل بالینگران، خدماتدهندگان و جوامع تهیه شده است.
۱. اهمیت مواجههی غیرمستقیم را به رسمیت بشناسید و مراقبتی مرحلهبندیشده، پاسخگو به فرهنگ، و مبتنی بر پیوند میان مراقبت اولیه، سلامت روان و حمایت اجتماعی فراهم کنید.
۲. راهبردهای خودمراقبتی و مداخلاتی را بگنجانید که ارتباط با دوستان و خانواده را تقویت میکنند.
۳. ارزیابی حساس و دقیق برای مواجههی مستقیم و غیرمستقیم، مشکلات روانپزشکی، استرس حاد، سوگ، اختلالات خواب و افکار خودکشی را در نقطهی مراقبت انجام دهید؛ بهویژه در محیطهای مراقبت اولیه. همچنین اثر سرکوب فراملی و آسیب اخلاقی را اعتباربخشی و به رسمیت بشناسید.
۴. راهنمای مداخله بشردوستانه برنامه اقدام شکاف سلامت روان سازمان جهانی بهداشت، یعنی mhGAP-HIG، و کمکهای اولیه روانشناختی را در موقعیتهای مراقبت اولیه اجرا کنید. تقسیم وظایف در محیطهای کممنبع ضروری است و حمایت همتایان در برخی موقعیتها میتواند از حمایت حرفهای مؤثرتر باشد.
۵. مداخلات رواندرمانی مبتنی بر شواهد و متناسب با فرهنگ و زبان را برای تشخیصهای روانپزشکی مانند اختلال استرس پس از سانحه و سوگ طولانیمدت فراهم کنید.
۶. دسترسی به مداخلات روانشناختی اینترنتمحور و قابلگسترش جهانی را، با یا بدون حمایت درمانگر، فراهم کنید؛ از جمله مداخلات خودمراقبتی آنلاین.
۷. امید، کارآمدی اجتماعی و تابآوری را همراه با آشفتگی روانی ارزیابی کنید؛ فرصتهایی کمخطر و تأییدکنندهی هویت برای مشارکت اجتماعی و ارتباط ایجاد کنید تا تابآوری اجتماعی افزایش یابد.
۸. از بهزیستی ارائهدهندگان خدمات حمایت کنید و استرس تروماتیک ثانویه را از طریق سوپرویژن، حمایت همتایان و ایجاد مرزهای روشن مدیریت کنید؛ در عین حال، مواجههی مشترک با تروما در دیاسپورا را به رسمیت بشناسید.
۹. اثرات عملی بر کارکنان و دانشجویان دیاسپورا را به رسمیت بشناسید؛ حمایت سازمانی قابلمشاهده فراهم کنید، مانند سیاستهای انعطافپذیر و تعدیلهای موقت در حجم کار یا مهلتها.
۱۰. با سازمانهای مردمنهاد و دیگر نهادها همکاری کنید تا کانالی برای رساندن و دریافت پیامها میان دیاسپورا و اعضای خانواده و شبکههای اجتماعی در ایران ایجاد شود. صلیب سرخ سوئد و صلیب سرخ بینالمللی چنین کانالی را راهاندازی کردهاند.
۱۱. مقامهای مهاجرتی باید شرایط جاری در کشورهای مبدأ مهاجران را در تصمیمگیری دربارهی اقامت یا مجوزها در نظر بگیرند تا در این زمانهای دشوار، استرس اضافی بر مهاجران تحمیل نشود.
توضیح: زهره خضراییمنش مشاور همکار ایرلیور، ساکن سوئد از نویسندگان این یادداشت راهنما است.

