ایرانیان سوئد؛ میان سوسیال‌دموکراسی و چرخش به راست

یک نظرسنجی ناشناس در یکی از رسانه‌های مجازی فارسی‌زبانان سوئد، با مشارکت نزدیک به ۱۲۰۰ نفر، تصویری قابل‌تأمل از گرایش سیاسی بخشی از مخاطبان ایرانی ارائه می‌دهد. در این نظرسنجی، حزب سوسیال‌دموکرات با ۲۹ درصد در جایگاه نخست قرار گرفته و پس از آن حزب میانه‌رو با ۱۸ درصد، دموکرات‌های سوئد با ۱۳ درصد و حزب چپ با ۱۰ درصد ایستاده‌اند. همچنین ۱۱ درصد اعلام کرده‌اند که قصد رأی‌دادن ندارند و ۶ درصد نیز در سوئد زندگی نمی‌کنند یا از حق رأی برخوردار نیستند.

انتخابات بعدی پارلمان سوئد روز یکشنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود. رأی‌گیری زودهنگام نیز از امروز، ۲۶ اگوست، آغاز شده و تا روز انتخابات ادامه دارد.
نخست‌وزیر کنونی اولف کریسترسون، رهبر حزب میانه‌رو است. دولت رسمی از سه حزب تشکیل شده است: حزب میانه‌رو (M)، دموکرات‌مسیحی‌ها (KD)، و لیبرال‌ها (L)

حزب دموکرات‌های سوئد (SD) عضو رسمی کابینه نیست، اما بر اساس «توافق تیدو» از دولت در پارلمان حمایت می‌کند و در تدوین و اجرای بخش مهمی از سیاست‌ها نقش دارد.

اگر در نظرسنجی یاد شده، تنها افرادی را در نظر بگیریم که یکی از احزاب را انتخاب کرده‌اند، سهم سوسیال‌دموکرات‌ها به حدود ۳۵ درصد می‌رسد. در سطح ائتلافی نیز چهار حزب سوسیال‌دموکرات، چپ، سبزها و مرکز، نزدیک به ۵۶ درصد آرای حزبی را در برابر حدود ۴۴ درصد آرای چهار حزب بلوک راست به دست آورده‌اند.

این نتیجه نشان می‌دهد که برخلاف تصور وجود یک گرایش سیاسی یکدست در میان مهاجران ایرانی، جامعه فارسی‌زبان سوئد از نظر سیاسی متکثر است. سوسیال‌دموکرات‌ها همچنان مهم‌ترین انتخاب این گروه از پاسخ‌دهندگان‌اند، اما راست میانه و راست محافظه‌کار نیز پایگاه قابل‌توجهی دارند.

رأی ۱۳درصدی دموکرات‌های سوئد در میان مخاطبان یک رسانه فارسی‌زبان، به‌طور خاص تأمل‌برانگیز است. این حزب به اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه درباره مهاجرت شناخته می‌شود. حمایت بخشی از مهاجران از چنین حزبی می‌تواند نشان دهد که تجربه مهاجرت الزاماً به همبستگی با مهاجران تازه‌وارد یا حمایت از سیاست‌های مهاجرپذیر منتهی نمی‌شود. گاهی فرد مهاجر پس از تثبیت موقعیت خود می‌کوشد میان خویش و گروه‌های تازه‌وارد فاصله بگذارد یا خود را بیش از گذشته با ارزش‌ها و نگرانی‌های جامعه میزبان تعریف کند. بااین‌حال، برای فهم انگیزه‌های این انتخاب به بررسی دقیق‌تری نیاز است.

وجود ۱۱ درصد پاسخ‌دهنده‌ای که قصد رأی‌دادن ندارند نیز می‌تواند نشانه‌ای از فاصله بخشی از جامعه مهاجر با سیاست رسمی باشد؛ فاصله‌ای که ممکن است از بی‌اعتمادی، احساس نداشتن تأثیر، آشنانبودن با ساختار حزبی سوئد یا ادامه اشتغال ذهنی با تحولات سیاسی ایران ناشی شود.

با وجود این، نباید نتایج چنین نظرسنجی‌ای را به همه ایرانیان یا فارسی‌زبانان ساکن سوئد تعمیم داد. مشارکت در نظرخواهی خودخواسته بوده، مشخصات جمعیت‌شناختی و برخورداری پاسخ‌دهندگان از حق رأی بررسی نشده و مخاطبان یک رسانه مجازی الزاماً نماینده کل جامعه مهاجر نیستند.

بنابراین، این نظرسنجی را باید نه یک سنجش علمی افکار عمومی، بلکه نشانه‌ای مقدماتی دانست؛ نشانه‌ای از جامعه‌ای مهاجر که در آن تمایل به چپ میانه هنوز پررنگ است، اما هم‌زمان گرایش به راست و حتی احزاب سخت‌گیر در برابر مهاجرت نیز پدیده‌ای منفرد و انکارپذیر محسوب نمی‌شود.

اشتراک‌گذاری:

Email
WhatsApp
Telegram

پست‌های مرتبط